سفارش تبلیغ
صبا ویژن

سازمان ملل واحد

انگلیس به کمک سلطنت طلبان بحرین را از ایران جدا کرد حالا میخواد عراق و لبنان را هم جدا کند

No alternative text description for this image

تاریخ ایران را باید دوباره نوشت، بطوری که نه دیدگاههای هردودوت در ان باشد، و نه دیدگاه ضعف امپراطوری دائمی ایران. یک نمونه کوتاه که ذکر خواهد شد، نشان می دهد که ایران همیشه از درون شکست می خورده، یعنی هیچ قدرت بالاتر از ایران نبوده، که بتواند درگیر شود. بطور نمونه حمله عربها به ایران در صدر اسلام، برخلاف آنچه تاریخ نویسان نوشته اند، و بیان می شود یک حمله خارجی نبود! بلکه قیام استانی بود. یک استان بر استانهای دیگر پیروز شد. کتب پیش از آل سعود، در تمام دنیا نشان می دهد که: عربستان استانی از ایران بود. حتی فرماندار یمن را امپراطوران ایران انتخاب می کردند. این استان چند بار بر علیه حکومت مرکزی قیام کرد. بار اول حکومت ضحاک ماردوش بود، که بر فلسطین و شامات مسلط شد،

 و

خود را پادشاه ایران خواند. تاریخ نشان می دهد که یک آهنگر بنام کاوه، با درفش کاویانی خود، با او جنگید و او را نابود کرد، و دوباره بر آنجا مسلط شدند. برخی ها می گویند این کاوه، همان فریدون یا کورش است! که فردوسی از نام اصلی او یعنی کورش ذکری نمی کند. بار دوم در زمان اردشیر بابکان بود، که وی دستور داد این شورش را در عربستان سرکوب کنند، و دستور داد تا روسری زنان ایرانی را، بر سر مردان کنند که تحقیر شوند!  بار سوم در زمان شاپور ذوالاکتاف بوده، که اعراب شورشی را ازپشت، دست بسته می کرد تا کتفهای انان بهم بچسبد! گفته اند که شانه هایشان را در می اورد. لذا تا ظهور اسلام، اعراب جزء ایران بودند حتی در زمان پیامبر،باذان از سوی خسرو پرویز بر یمن، حجاز و تهامه فرمانروایی داشت. پس از اسلام از سوی پیامبر در همین سمت ابقا شد. وی در سال 10 هجری کشته شد، و پسرش (شهر) از سوی پیامبر در همان سمت ابقا گردید. لذا حمله اعراب را یک حمله قومیتی باید دانست. زیرا تحت قیومیت ایران بودند و: داخلی محسوب می شدند. در زمینه جنگهای روم یا مغول هم به همین شکل است. روم همیشه تحت فرمان ایرانیان بود. یک دانشمند نادان مثل ارسطو، باعث شد تا اسکندر بر شاه و فرمانروای خود  غلبه کند. ارسطو که در آسیای صغیر( روم یا قسطنطنیه) زندگی می کرد، شاهد باز بود!(همجنسگرا) و طبق قانون ایران زوج او را محکوم به اعدام کردند! وی از این موضوع بر آشفت، و تصمیم گرفت استاد اسکندر شده، او را بر ضد ایران تربیت کند. تا اینکه بالاخره او به ایران حمله کرد. بعد از اسکندر، دوباره پادشاهان ایرانی، روم را زیر سلطه حود در آودند، شاپور دوم شکست نهایی را بر انها تحمیل نمود. حمله مغول نیز چنین است: بخش غربی چین با تمام بودایی مذهبی هایشان، به مسلمانان گرایش داشته و خود را، زیر پرچم مسلمانها می دانستند. ولی دولت های ایران از آنها می ترسیدند. علت جنگ  و حمله مغول ها، کشته شدن 450نفر بازراگان مسلمان مغولی بود! که در شهر اترا کشته شدند. مغولها هم با قصد قیام بر علیه: مرکزیت به ایران حمله کردند، و پس از تسلط بر ایران به فرهنگ ایرانی تعالی بخشیدند، بسیاری از کتب در زمان بایسنقر، جمع آوری و نوشته شد، که هنوز هم مورد استفاده است. اعراب هم، همه وزرا کارگزارن خود را از ایرانیان (فارسی زبان) انتخاب می کردند. و رسم شاهان را ادامه می دادند. در حال حاضر غیر از این حمله ها، بقیه حمله ها داخلی محسوب می شده! مثلا مبارزه صفویان با عثمانیان، مانند مبارزه ایل قاجار با زندیه بوده است. زیرا عثمانیها هم با اینکه دشمن صفویه بودند، ولی درمراودات رسمی، از کلمات فارسی استفاده می کردند. درواقع مانند مغولها و اعراب، خود را ایرانی دانسته، و معتقد بودند: بهتر از صفویه ایران را اداره خواهند کرد.

Provincial uprisings!

Iran"s history needs to be rewritten so that neither the views of the two are in it, nor the weaknesses of Iran"s perpetual empire. A brief example will show that Iran has always failed from within, that is, no power above Iran could be involved. For example, the Arab invasion of Iran in the early days of Islam, contrary to what the historians wrote, was not an external attack! It was a provincial uprising. One province won over the other. The books before Al Saud all over the world show that: Saudi Arabia was a province of Iran. Even the Yemeni governor was chosen by the Iranian emperors. The province rebelled against the central government several times. The first time was the rule of Zahak Mardush, who ruled Palestine and Damascus, calling himself king of Iran. History shows that a blacksmith, named Kaveh, fought and destroyed him with his Kaviani veil, and became dominant again. Some say this kawa is Fereidun or Cyrus! Ferdowsi does not mention his original name, Cyrus. It was the second time in the time of Ardashir Babacan, who ordered the suppression of the uprising in Saudi Arabia, and ordered the men"s headscarves to be humiliated! The third time in Shapur was Zulaktaf, who was holding the rebel Arabs back by hand to stick their shoulders together! They are said to have shrugged their shoulders. Until the advent of Islam, however, the Arabs were part of Iran. Even in the time of the Prophet, Bazan ruled Yemen, Hejaz and Tahmaz by Yemen. After Islam, the Prophet retained this position. He was killed in the year AH, and his son (the city) was preserved by the Prophet on the same side. Therefore, the Arab attack should be considered an ethnic attack. Because they were under Iranian jurisdiction and were considered domestic. The same is true of the Roman or Mongol wars. Rome was always under Iranian command. An ignorant scientist like Aristotle succeeded in defeating Alexander the king and his ruler. Aristotle, who lived in Asia Minor (Rome or Constantinople), was an open witness (gay), and according to Iranian law, the couple were sentenced to death! He took this issue to the chaos, and decided to become Alexander"s master, to educate him against Iran. Until he finally invaded Iran. After Alexander the Persian kings again occupied Rome, Shapur II imposed a final defeat on them. The Mongol attack is also this: the western part of China, with all its religious Buddhists, tended to be Muslims and considered themselves under the banner of Muslims. But the Iranian governments were afraid of them. The cause of the war and the Mongol invasion was the killing of 450 Mongolian Muslim kidnappers! Who were killed in the city of Etra. The Mongols also attacked Iran with the intention of revolt against: centralization, and after the Persian domination of Persian culture, many books were collected and written in the time of Baisenkar, which is still in use. The Arabs, all ministers, chose their agents from the Persians. And they continued the custom of kings. Now other than these attacks, the rest are internal attacks! The Safavid struggle with the Ottomans, for example, was similar to that of the Qajar tribe with Zandiyah. Because the Ottomans, even though they were enemies of the Safavids, used Persian words in official practice. In fact, like the Mongols and the Arabs, they considered themselves Iranian, believing that they would govern Iran better than the Safavids.

انتفاضات المحافظات!

یحتاج تاریخ إیران إلى إعادة کتابته حتى لا تظهر فیه آراء الطرفین ، ولا نقاط ضعف الإمبراطوریة الإیرانیة الدائمة. سیظهر مثال موجز أن إیران قد فشلت دائمًا من الداخل ، أی أنه لا یمکن إشراک أی قوة فوق إیران. على سبیل المثال ، لم یکن الغزو العربی لإیران فی الأیام الأولى للإسلام ، خلافًا لما کتبه المؤرخون ، هجومًا خارجیًا! لقد کانت انتفاضة إقلیمیة. فازت مقاطعة واحدة على الأخرى. تبین الکتب التی کانت أمام آل سعود فی جمیع أنحاء العالم أن: المملکة العربیة السعودیة کانت مقاطعة إیران. حتى الحاکم الیمنی اختاره الأباطرة الإیرانیون. تمردت المقاطعة ضد الحکومة المرکزیة عدة مرات. کانت المرة الأولى حکم زاک مردوش ، الذی حکم فلسطین ودمشق ، واصفا نفسه بملک إیران. یُظهر التاریخ أن حدادًا یدعى Kaveh حاربه ودمره بحجاب Kaviani ، وأصبح مهیمنًا مرة أخرى. یقول البعض إن هذه الکوا هی فریدون أو سایروس! لا یذکر فردوسی اسمه الأصلی ، سایروس. کانت هذه هی المرة الثانیة فی زمن أردشیر باباجان ، الذی أمر بقمع الانتفاضة فی المملکة العربیة السعودیة ، وأمر بإخفاء حجاب الرجال! المرة الثالثة فی شابور هی زولاکتاف ، الذی کان یعید المتمردین العرب یدًا لیدفعوا أکتافهم معًا! ویقال إنهم تجاهلوا أکتافهم. حتى ظهور الإسلام ، کان العرب جزءًا من إیران ، وحتى فی زمن النبی ، حکم البازان الیمن والحجاز وطهماز من قبل الیمن. بعد الإسلام ، احتفظ النبی بهذا المنصب. قُتل فی العام الهجری ، وحفظه النبی (المدینة) من قبل النبی على نفس الجانب. لذلک ، یجب اعتبار الهجوم العربی هجومًا عرقیًا. لأنهم کانوا تحت الولایة الإیرانیة واعتبروا محلیین. وینطبق الشیء نفسه على الحروب الرومانیة أو المغولیة. روما کانت دائما تحت القیادة الإیرانیة. نجح عالم جاهل مثل أرسطو فی هزیمة ألکساندر الملک وحاکمه. أرسطو ، الذی عاش فی آسیا الصغرى (روما أو القسطنطینیة) ، کان شاهدًا مفتوحًا (مثلی الجنس) ، ووفقًا للقانون الإیرانی ، حُکم على الزوجین بالإعدام! أخذ هذه القضیة إلى الفوضى ، وقرر أن یصبح سید ألکساندر ، لتثقیفه ضد إیران. حتى غزا أخیرا إیران. بعد أن احتل ملوک الإسکندر الفارسی روما مرة أخرى ، فرض شابور الثانی هزیمة نهائیة علیهم. الهجوم المغولی هو أیضًا هذا: الجزء الغربی من الصین ، بکل البوذیین المتدینین ، یمیلون إلى أن یکونوا مسلمین ویعتبرون أنفسهم تحت لواء المسلمین. لکن الحکومات الإیرانیة کانت خائفة منهم. سبب الحرب والغزو المغولی کان قتل 450 من الخاطفین المسلمین المنغولیین! الذین قتلوا فی مدینة إیترا. کما هاجم المغول إیران بقصد التمرد: المرکزیة ، وبعد الهیمنة الفارسیة على الثقافة الفارسیة ، تم جمع وکتابة العدید من الکتب فی زمن بیسنکار ، الذی لا یزال قید الاستخدام. اختار العرب ، جمیع الوزراء ، عملائهم من الفرس. وواصلوا عادة الملوک. الآن بخلاف هذه الهجمات ، والباقی هجمات داخلیة! الصراع الصفوی مع العثمانیین ، على سبیل المثال ، کان مشابهًا لصراع قبیلة القجار مع الزندیة. لأن العثمانیین ، على الرغم من أنهم کانوا أعداء الصفویین ، استخدموا الکلمات الفارسیة فی الممارسة الرسمیة. فی الواقع ، مثل المغول والعرب ، کانوا یعتبرون أنفسهم إیرانیین ، معتقدین أنهم سیحکمون إیران أفضل من الصفویین.

?l qiyamlar?!

?ran?n tarixini yenid?n yazmaq laz?md?r ki, bunlar?n n? fikirl?ri var, n? d? ?ran ?b?di imperiyas?n?n z?if t?r?fl?ri. Q?sa bir nümun? göst?r?c?kdir ki, ?ran h?mi?? daxild?n u?ursuzlu?a düçar olub, y?ni ?randan yuxar?da heç bir güc i?tirak ed? bilm?z. M?s?l?n, ?slam?n ilk günl?rind??r?bl?rin ?rana hücumu, tarixçil?rin yazd?qlar?na zidd olaraq, xarici hücum deyildi! Bu vilay?t qiyam? idi. Bir vilay?t dig?rin? qalib g?ldi. ?l S?uddan ?vv?lki bütün kitablar göst?rir ki: S?udiyy??r?bistan? ?ran?n bir vilay?tidir. H?tta Y?m?n valisini ?ran imperatorlar? seçmi?dil?r. Vilay?t m?rk?zi hökum?t? qar?? bir neç? d?f? üsyan etdi. ?lk d?f? F?l?stini v? ?am? idar? ed?n, özünü ?ran kral? adland?ran Zahak Mardu?un hakimiyy?ti idi. Tarix göst?rir ki, Kaveh adl? bir d?mirçi Kaviani örtüyü il? vuru?du v? m?hv etdi v? yenid?n hakim oldu. B?zil?ri bu kawa Fereidun v? ya Cyrus deyirl?r! Ferdowsi, ?sl ad? Cyrus"u qeyd etmir. S?udiyy??r?bistan?nda qiyam?n yat?r?lmas?n? ?mr ed?n v? ki?il?rin hicablar?n?n alçald?lmas?n? ?mr ed?n ?rd??ir Babacan?n dövründ? ikinci d?f? idi! ?apurda üçüncü d?f? çiyinl?rini bir-birin? yap??d?rmaq üçün üsyanç? ?r?bl?ri ?l-?l? tutan Zulaktaf oldu! Onlar?n çiyinl?rini s?xd??? deyilir. ?slam?n g?li?in? q?d?r ?r?bl?r ?ran?n t?rkibind? idil?r.H?tta Pey??mb?rin dövründ? Bazan Y?m?n, H?caz v? T?hm?zi Y?m?n t?r?find?n idar? edirdi. ?slamdan sonra Pey??mb?r bu mövqeyini qorudu. Hicri ilind? öldürüldü v? o?lu (??h?r) Pey??mb?r t?r?find?n eyni t?r?fd? qorundu. Buna gör? d??r?b hücumu etnik hücum hesab edilm?lidir. Çünki onlar ?ran?n yurisdiksiyas?nda idi v? yerli say?l?rd?. Roma v? Monqol müharib?l?rind? d? eyni ?ey. Roma h?mi?? ?ran?n komandanl??? alt?nda idi. Aristotel kimi bir cahil alim ?sg?nd?r pad?ah? v? hökmdar?n? m??lub etm?y? müv?ff?q oldu. Kiçik Asiyada (Roma v? ya Konstantinopol) ya?ayan Aristotel aç?q ?ahid (gey) idi v? ?ran qanunlar?na gör?, cütlük edama m?hkum edildi! Bu m?s?l?ni xaosa çevirdi v? ?sk?nd?rin ustad? olmaq, onu ?rana qar?? maarifl?ndirm?k q?rar?na g?ldi. N?hay?t ?ran? i??al ed?n? q?d?r. Fars pad?ahlar? ?sg?nd?r yenid?n Roman? i??al etdikd?n sonra II ?apur onlara son m??lubiyy?t verdi. Monqol hücumu da bel?dir: Çinin q?rb hiss?si, bütün dini Buddistl?ri il? müs?lman olma?a meyl etdi v? özl?rini müs?lmanlar bayra?? alt?nda hesab etdil?r. Lakin ?ran hökum?tl?ri onlardan qorxurdular. Müharib?nin v? monqol istilas?n?n s?b?bi 450 monqol müs?lman qaç?ran u?a??n öldürülm?si idi! Etra ??h?rind? öldürül?nl?r. Monqollar da ?rana qar?? üsyan etm?k niyy?ti il? hücum etdil?r: m?rk?zl??m? v? fars m?d?niyy?tinin fars hakimiyy?ti alt?na al?nd?qdan sonra h?l? d? istifad? olunan Baisnagar dövründ? bir çox kitab toplanaraq yaz?ld?. ?r?bl?r, bütün nazirl?r farslardan öz agentl?rini seçdil?r. Pad?ahl?q ad?tini davam etdirdil?r. ?ndi bu hücumlardan ba?qa qalanlar? daxili hücumlard?r! M?s?l?n, S?f?vil?rin Osmanl?larla mübariz?si Qacar ??q?bil?sinin Z?ndiyy? il? apard??? mübariz?y? b?nz?yirdi. Çünki Osmanl?lar S?f?vil?rin dü?m?ni olsalar da r?smi praktikada fars sözl?rind?n istifad? edirdil?r. ?slind? monqollar v??r?bl?r kimi, ?ran? S?f?vil?rd?n daha yax?? idar? ed?c?kl?rin? inand?lar.