سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ندای ماهین

صدای غرو و افتخار ملی ایران که در همه لگذمال می شود

نظریه پردازی یا فرضیه سازی امری ایرانی است، و لذا باید در تئوریهای دیگر هم ایرانی فکر کرد. اینکه متن ترجمه شده درس مدیریت استراتژیک را، بعنوان چشم انداز انتخاب کرد، کار درستی نیست حتی اگر کلمه اسلامی را هم، در جای جای آن بگنجانیم. چشم انداز ما در ایران باید تعریف شود، تا همه اسناد زیر دستی آن هم ایرانی باشد. اگر از همان ابتدا، وام از خارج بگیریم و نگاه به بیرون دشته باشیم، معلوم است همه تئوری ها بی اساس بوده، مانند کلیه مصنوعی یا قلب عاریتی، فقط کوتاه مدت انسان را نجات دهد. سعدی هم گفته: کهن جامه خویشتن آراستن، به از جامه عاریت خواستن. زیرا جامه عاریتی، برای تن دیگری دوخته و با آن پرو شده است. لذا باید با زار زدن های ان عادت کنیم.

 پس تئوری پردازی در ایران، دارای پیش نیازهایی است: که مهمترین آن درک روح توحید و: یکتاپرستی ایرانیان است. با درک این مطلب دیگر کسی در دام: ثنویت یا تثلیث نخواهد افتاد. کسانی که نور وظلمت را برابر می دانند، در دام ثنویت یعنی دوگانه پرستی افتاده اند. و کسانی که راه سومی را برمی گرینند، در پوچی تثلیت گیر می کنند. اولوهیت و یکتاپرستی به ما می گوید: حرف اولین و اخرین پیامبران یکی بوده، اگر همه پیامبران در یکجا جمع شوند، اختلافی بین آنها نخواهد بود. پس برای تئوری پردازی، به گفته ها ی پیامبران استناد باید جست، که در واقع همان نزول وحی الهی به همه آنها است. لذا ابتدا تئوری خداشناسی و نبوت و معاد است. دیگر نظریه ها، برامده از دل این تئوری ها است. و این انسجام کامل داشته و هیچ کجا: دچار تناقض گویی نخواهد شد. لذا تنظیم نشر و آثار امامین انقلاب، با این معیار ها سنجیده می شود، و به همین دلیل  دارای یکپارچکی است. همانطور امام صادق ع هم فرمود: هرچه از ما شنیدید اگر با قران مطابقت داشت، درست است  والا بزنید به دیوار. غرب در مواجهه با اسلام و وحدانیت و تئوری یکتاپرستی ایرانیان، دو موضع جداگانه داشته است: پیروان یهودیت منحرف به دوگانه پرستی، و مسیحیت منحرف، به تثلیث روی اوردند. در قرون وسطی، کلیسا برای جدا نگهداشتن پیروان خود، آموزه هایی زیر عنوان: پدر و پسر و روح القدس مطرح کرد. و کلیه منکران را از بین برد، تا هیچکس مسلمان یا یهودی نشود. برخی از فلاسفه که جنبه لیبرالیستی و آزاد اندیشی داشته اند، معمولا متاثر از این تثلیث بوده اند. مانند تجزیه قوای ثلاثه.(منتسکیو) سازماندهی فراماسونی (ولتر) سه به سه. واینکه ابتدا هر موضوعی را به سه قسمت تقسیم می کنند. اما برخی روشنفکران با استناد به گفته های زرتشت( مانند نیچه) و یا فلسفه احزاب دوئال، مانند دموکرات و جمهوریخواه در امریکا، چپ وراست در فرانسه و سنتی و مدرن (عوام و محافظه کار) در انگلیس. مستند به عقاید ثنویت یهودی بود که: در تبلیغ فرهنگ زرتشتی(مورد حمایت صهیونیست ها) نیز موثر است. هم اکنون سکه رایج اسرائیل، همراهی کورش با دونالد ترامپ است. با اینکه کورش یکتا پرست بود، ولی به دلیل نجات دادن یهودیان از دین زرتشت خارج شده! به دعوای میان پیامبر و خدا( کشتی گرفتن) رسیده. مبانی تئوریک دوگانه معمولا در: جدایی دین و دنیا، سیاست و دیانت، فیزیک و متافیزیک است که: مانند نور و تاریکی متضاد یکدیگر هستند. در حالیکه در اسلام به وحدت می رسند. یعنی عدم را هم خدا به وجود آورده( خلق الاشیا من العدم) تاریکی در عرض(نه ذات) با نور تفاوت دارد: در جاییکه نور نیست تاریکی هست. شطیان هم مخلوق خداست، نه در برابر خدا. اگر کار اشتباهی هم می کند، قبلا از خدا اجازه گرفته. فرق شیطان با پیامبر، فقط در فاصله انهاست یعنی: شیطان از خدا دور شده(لعنت) و پیامبر به خدا نزدیک(قرب).

Fundamentals of Theorizing in Iran

Theorizing or hypothesizing is an Iranian thing, and therefore it should be considered Iranian in other theories as well. It is not right to choose the translated text of the strategic management course as a perspective, even if we include the word Islamic in its place. Our vision in Iran must be defined, so that all the documents under it are Iranian. If we take out a loan from the beginning and look out, it is clear that all theories are baseless, like an artificial kidney or a borrowed heart, only to save man for a short time. Saadi also said: to adorn oneself with old clothes, to borrow clothes. Because the borrowed garment is sewn for another body and made with it. So we have to get used to its cries. Thus, theorizing in Iran has prerequisites: the most important of which is understanding the spirit of monotheism and: monotheism of Iranians. By understanding this, no one will fall into the trap of duality or trinity. Those who equate light and darkness have fallen into the trap of dualism. And those who cry the third way are stuck in the emptiness of the trinity. Priority and monotheism tell us: The words of the first and last prophets are the same, if all the prophets come together, there will be no difference between them. For theorizing, then, the sayings of the prophets must be cited, which is in fact the revelation of divine revelation to all of them. Therefore, first is the theory of theology, prophecy and resurrection. Other theories come from these theories. And it has full coherence and nowhere: there will be no contradiction. Therefore, the regulation of the publication and works of the Imams of the Revolution is measured by these criteria, and for this reason it has a unity. As Imam Sadegh (AS) said: Whatever you have heard from us, if it corresponds to the Qur"an, it is right to climb the wall. The West has taken two separate positions in the face of Islam and the monotheism and theory of Iranian monotheism: the followers of deviant Judaism turned to dualism, and deviant Christianity turned to the Trinity. In the Middle Ages, the Church introduced the following teachings to keep its followers separate: the Father, the Son, and the Holy Spirit. And he destroyed all the deniers, so that no one would become a Muslim or a Jew. Some liberal and liberal philosophers have often been influenced by this trinity. Like the decomposition of the three forces. (Montesquieu) Freemasonry organization (Voltaire) three by three. First, they divide each topic into three parts. But some intellectuals, quoting Zoroaster (such as Nietzsche) or the philosophy of dual parties, such as Democrats and Republicans in America, are left-wing in France, and traditional and modern (populist and conservative) in Britain. It was based on the beliefs of the Jewish dualism, which: It is also effective in propagating Zoroastrian culture (supported by the Zionists). The current Israeli coin is Cyrus" association with Donald Trump. Although Cyrus was a monotheist, he left the religion of Zoroaster to save the Jews! Reached the dispute between the Prophet and God (wrestling). The dual theoretical foundations are usually in: the separation of religion and the world, politics and religion, physics and metaphysics, which are as opposed to each other as light and darkness. While in Islam they reach unity. That is, God created non-existence (creation of things from non-existence). Darkness in width (not essence) is different from light: where there is no light, there is darkness. Satan is also a creature of God, not against God. If he does something wrong, he has already received permission from God. The difference between Satan and the Prophet is only in their distance, that is: Satan is far from God (curse) and the Prophet is close to God (near).

أساسیات التنظیر فی إیران

التنظیر أو الافتراض شیء إیرانی ، وبالتالی یجب اعتباره إیرانیًا فی النظریات الأخرى أیضًا. لیس من الصواب اختیار النص المترجم لدورة الإدارة الإستراتیجیة کمنظور ، حتى لو قمنا بتضمین کلمة إسلامی مکانها. یجب تحدید رؤیتنا فی إیران ، بحیث تکون جمیع الوثائق التی تحتها إیرانیة. إذا أخذنا قرضًا من البدایة ونظرنا ، فمن الواضح أن کل النظریات لا أساس لها ، مثل الکلى الاصطناعیة أو القلب المستعیر ، فقط لإنقاذ الإنسان لفترة قصیرة. وقال السعدی أیضا: أن یتزین باللبس القدیم ، ویستعیر الثیاب. لأن الثوب المستعیر یخاط لبدن آخر ویصنع به. لذلک علینا أن نتعود على صرخاتها. لذلک فإن التنظیر فی إیران له متطلبات: أهمها فهم روح التوحید و: توحید الإیرانیین. من خلال فهم هذا ، لن یقع أحد فی فخ الثنائیة أو الثالوث. أولئک الذین یساویون النور والظلام وقعوا فی فخ الثنائیة. وأولئک الذین یبکون الطریق الثالث عالقون فی فراغ الثالوث. تخبرنا الأولویة والتوحید: کلام الأنبیاء الأول والأخیر هو نفسه ، إذا اجتمع جمیع الأنبیاء ، فلن یکون هناک فرق بینهم. من أجل التنظیر إذن ، یجب الاستشهاد بأقوال الأنبیاء ، والتی هی فی الواقع إعلان الوحی الإلهی علیهم جمیعًا. لذلک ، أولاً هی نظریة اللاهوت والنبوة والقیامة. نظریات أخرى تأتی من هذه النظریات. ولها تماسک کامل ولا مکان: لن یکون هناک تناقض. لذلک فإن تنظیم نشر وأعمال أئمة الثورة یقاس بهذه المعاییر ، ولهذا السبب فهو موحد. کما قال الإمام الصادق (ع): ما سمعته منا ، إذا کان یتوافق مع القرآن ، فیحق أن تتسلق السور. لقد اتخذ الغرب موقفین منفصلین فی مواجهة الإسلام والتوحید ونظریة التوحید الإیرانی: تحول أتباع الیهودیة المنحرفة إلى الثنائیة ، وتحولت المسیحیة المنحرفة إلى الثالوث. فی العصور الوسطى ، قدمت الکنیسة التعالیم التالیة لفصل أتباعها: الآب والابن والروح القدس. ودمر کل المنکرین حتى لا یسلم أحد ولا یهودی. غالبًا ما تأثر بعض الفلاسفة اللیبرالیین واللیبرالیین بهذا الثالوث. مثل تحلل القوى الثلاث. (مونتسکیو) منظمة الماسونیة (فولتیر) ثلاثة فی ثلاثة. أولاً ، یقسمون کل موضوع إلى ثلاثة أجزاء. لکن بعض المثقفین ، نقلاً عن زرادشت (مثل نیتشه) أو فلسفة الأحزاب المزدوجة ، مثل الدیمقراطیین والجمهوریین فی أمریکا ، هم یساریون فی فرنسا وتقلیدیون وحدیثون (شعبویون ومحافظون) فی بریطانیا. وقد استند إلى معتقدات ثنائیة الیهودیة ، والتی: کما أنها فعالة فی نشر الثقافة الزرادشتیة (التی یدعمها الصهاینة). العملة الإسرائیلیة الحالیة هی ارتباط سایروس بدونالد ترامب. على الرغم من أن کورش کان موحداً ، إلا أنه ترک دین زرادشت لإنقاذ الیهود! بلغ الخلاف بین الرسول والله (المصارعة). عادة ما تکون الأسس النظریة المزدوجة فی: فصل الدین عن العالم ، والسیاسة والدین ، والفیزیاء والمیتافیزیقا ، والتی تتعارض مع بعضها البعض مثل الضوء والظلام. وهم فی الإسلام یصلون إلى الوحدة. أی أن الله خلق العدم (خلق الأشیاء من العدم) ، والظلام فی العرض (ولیس الجوهر) یختلف عن النور: حیث لا یوجد نور ، یوجد ظلمة. الشیطان هو أیضًا من مخلوقات الله ولیس ضده. إذا فعل شیئًا خاطئًا ، فقد حصل بالفعل على إذن من الله. الفرق بین الشیطان والنبی فقط فی المسافة بینهما ، أی: الشیطان بعید عن الله (لعنة) والنبی قریب من الله (قریب ).

?????? ?? ????????????? ?? ????

 

??????????????? ??? ?????????????? ? ??????? ?????? ? ????? ????? ?? ?? ????? ?? ??????? ? ?? ??????? ??????. ?? ? ???????? ?? ?? ?????? ??????????? ????? ?? ?????? ?? ????????? ?????????? ???? ???????????, ???? ? ??? ?? ?????? ????? ?? ???????? ?????? ????????. ?????? ?????? ?? ???? ???? ?? ???? ??????????, ???? ??? ???? ????????? ??? ???? ?? ???????. ??? ?????? ???? ?? ??????? ? ??????????, ????? ? ???? ???? ?????? ?? ??????????, ???? ???????? ?????? ??? ????????? ????, ?? ?? ?? ?????? ??????? ?? ?????? ?????. ????? ???? ???? ????: ?? ?? ?????? ?? ????? ??????, ?? ??????? ??????. ??????? ??????????? ?????? ? ??????? ?? ????? ???? ? ?? ????? ?? ???. ?????, ???? ?? ?? ????????? ?? ???????? ??????. ????, ??????????????? ?? ???? ??? ??????????: ?? ??? ???????? ? ????????? ?? ????? ?? ??????????? ?: ??????????? ?? ????????. ?? ????????? ?? ???, ????? ???? ?? ????? ?? ????????? ?? ?????????? ??? ??????????. ???? ??? ?? ???????????? ?????????? ? ????????? ?????? ?? ????????? ?? ?????????. ? ???? ??? ?????? ?? ??????? ????? ?? ????????? ?? ?????????? ?? ??????????. ??????????? ? ??????????? ?? ????????: ????????? ?? ?????? ? ?????????? ?????? ?? ????, ??? ???? ??????? ?? ???????, ???? ?? ??? ??????? ???? ???. ?????, ?? ?????????????, ???? ?? ?? ???????? ???????? ?? ?????????, ??? ? ???????? ????????? ?? ???????????? ?????????? ?? ???? ???. ?????, ???? ? ????????? ?? ???????????, ??????????? ? ?????????????. ??????? ?????? ??????????? ?? ???? ??????. ? ??? ??????? ???????????? ? ??????: ???? ?? ??? ?????????????. ?????, ???????????? ?? ????????????? ? ?????? ?? ??????? ?? ???????????? ?? ???? ?????? ???? ??????????, ? ?????? ???? ??????? ??? ????????. ???? ??? ???? ?????? ????? (?.?.): ??? ? ?? ??? ???? ?? ???, ??? ???????? ?? ???????, ???????? ? ?? ?? ???????? ?? wall????. ??????? ?????? ??? ??????? ??????? ???? ??????? ? ??????????? ? ????????? ?? ????????? ??????????: ???????????? ?? ???????????? ??????? ?? ??????? ??? ????????, ? ???????????? ????????????? ?? ????? ??? ??????????. ?? ???????? ???, ??????? ?? ?????? ???????? ????? ?? ?? ?? ?????? ?????? ?????????? ???????: ??????, ????? ? ??????? ???. ? ?? ?????? ???? ????????, ?? ????? ?? ?? ????? ???????? ??? ??????. ????? ????????? ? ????????? ???????? ????????? ???? ??? ???????? ?? ??? ????????. ???? ????????? ?? ????? ????. (?????????) ???????? ason??????? ???????????? (??????) ??? ?? ???. ????, ??? ?? ????? ?????? ???? ?? ??? ????. ??, ????? ?????????????, ????????? ?? ????????? (???? ????) ??? ???????????? ?? ?????? ??????, ???? ??? ?? ??????????? ? ?????????????? ?? ???????, ?? ???????? ?? ???????? ? ????????????? ? ??????? (???????????? ? ?????????????) ?? ?????? ?????????. ?? ????????? ?? ?????????? ?? ?????????? ????????: ???? ???? ? ???????? ?? ????????????? ?? ?????????????? ??????? (???????? ?? ??????????). ????????? ????????? ?????? ? ??????????? ?? ?????? ?? ?????? ?????. ???? ??? ??? ?????????, ??? ?? ???????? ?????????? ????????? ?? ?? ?? ????? ???????! ???????? ?????? ?????? ???????? ? ??? (??????). ???????? ????????? ?????? ?????? ?? ??????? ??: ???????????? ?? ?????????? ? ??????, ???????? ? ????????, ?????? ? ??????????, ??? ?? ?????????????? ???? ?? ????? ???? ?????????? ? ?????????. ?????? ?? ??????? ??? ???????????? ????????. ??? ?, ??? ?????? ?????????? (????????? ?? ????? ?? ??????????). ????????? ?? ?????? (?? ?????????) ?? ????????? ?? ??????????: ???? ??? ???? ????????, ???? ? ? ?????????. ???????? ? ???? ???? ????????? ?? ????, ? ?? ?????? ????. ??? ??????? ????? ????????, ??? ???? ???? ??????? ?? ????. ????????? ?????? ???????? ? ???????? ? ???? ?? ??????? ????????????, ???????: ???????? ? ?????? ?? ???? (???????????) ? ???????? ? ????? ?? ???? (?????).