سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ندای ماهین

ندای حزب ایران بزرگ

آل سعود سالها پول خرج کرد که بشار اسد نباشد، او را دیکتاتور خاورمیانه معرفی کرد! و حالا سعی دارد او را به رسمیت بشناسد، و روابط سیاسی خود را ترمیم کند. چرا چنین کاری می کند؟ آیا با انتخابات در ایران و سوریه مرتبط است؟ آیا خواستار روابط با ایران شده، همزمان با آن نیست؟  در اینجا چند تحلیل وجود دارد: تحلیل اول این است که همه اینها صوری و سفارش: رسانه های طرفدار ظریف است: و واقعیت خارجی ندارد. یعنی یک نمایش است، تا به مردم ایران و مخصوصا رهبری، القا کند که دیپلماسی برتر از میدان آمد پدید. و ظریف توانسته: همزمان با احیای برجام، روابط ایران و عربستان را هم جوش بدهد: و تعامل او با جهان خارج بالاخره نتیجه داد. استدلال برای این تحلیل آن است که نتیجه عملی وجود ندارد.

یعنی مانند برجام که هر روز فرسایشی تر شده، و خبر های ضد ونقیض از ان بیرون می آید، روابط  با آل سعود هم فقط در عروسی ظریف و هواداران او خبر داغ است. چون هر دو یک راه حل ساده دارند: که یک ثانیه هم زمان نیاز ندارد. همانطور که آمریکا با یک امضا رئیس جمهور از برجام خارج شد، بایدن هم می تواند یک امضا کند و به برجام برگردد. و در مورد آل سعود هم می تواند: دستور عقب نشینی از یمن را صادر کند، بقیه مشکلات قابل حل است. اما آنها مانند گربه مرتاض علی، هر طور از بالا پرتاب می شوند، چهار چنگولی زمین می آیند: یعنی تحریم های امریکا برقرار است! و نیروهای آل سعود هم، یمن را به خاک و خون می کشند. سازمان ملل هم فقط می گوید: فاجعه انسانی در یمن رخ می دهد! تا همه فکر کنند این فاجعه، نتیجه مقاومت است نه حمله های آل سعود. اما تحلیل دوم این است که: از سوریه و بشار اسد می خواهند برای: پروژه جام زهر 2 استفاده کنند. زیرا که در جام زهر یک، سازمان ملل را خرج کردند! حالا نمی توانند دوباره از ان خرج کنند. و این امر در اینده نزدیک مشخص تر خواهد شد. اگر بتوانند بشار اسد را به تماس با رهبری ایران مجبور کنند، این تحلیل درست خواهد شد. و معلوم می شود: توانسته اند در استانه انتخابات، از اهرم بشار اسد استفاده کنند. در این حالت هر دو طرف به سود اصلاح طلبها: یا لیبرال های طرفدار ظریف خواهد بود: اگر بشار اسد رهبری ایران را قانع کند که: با اسرائیل صلح کند یا دیگر در باره اسرائیل حرفی نزند، و روز قدس را بی سروصدا طی کند. میتوانند نتیجه بگیرند جهان در حال پیشرفت به سوی: صلح با اسرائیل است و ایران هم مخالفتی ندارد. این برای ظریف که دوستدار اسرائیل است، و اولین اظهارات رسمی اش این بود: آنکه هولوکاست را انکار می کرد، رفت! بسیار تبعات مثبت خواهد داشت. و از سوی امیر قطر و امارات و آل سعود و اسرائیل، حمایت های مالی زیادی جذب خواهد کرد و دلار: ارزان شده بازار آرامش پیدا می کند. و اگر بشار اسد حاضر به تماس با رهبر ایران نشود، یا تماس او بی نتیجه باشد و رهبری، باز هم روز قدس را روز مقاومت جهانی: بر علیه اسرائیل اعلام کند، بازار به هم می ریزد و اشرف غنی، تمام کالاهای ایرانی را از طریق افغانهای مقیم ایران، نابود کرده و قحطی مصنوعی ایجاد می کند. کمک مالی آل سعود و دیگران ظاهرا قطع می شود، و دلار هم گران شده بازار سیاه: مسکن و خودرو ایجاد می شود. و عامل همه اینها هم رهبری معرفی می شود! زیرا استدلال می کنند: وزارت خارجه فقط مجری است، و اختیاراتی ندارد. لذا گرانی و تورم مربوط به بیت رهبری است: زیرا از شرکتهای خودرو ساز، سهم بیشتری برای ساخت موشک می گیرد! و یا صرف لبنان و سوریه می کند. حالت سومی وجود ندارد پس روابط سوریه صوریه.

Syrian formal developments!

Al-Saud spent years without Bashar al-Assad, declaring him the dictator of the Middle East! And now he is trying to recognize him, and repair his political relations. Why does he do that? Is it related to the elections in Iran and Syria? Has he called for relations with Iran, not at the same time? There are a few analyzes here: The first analysis is that all of this is formal and orderly: the pro-media is subtle: and has no external reality. In other words, it is a show to inspire the Iranian people, and especially the leadership, that superior diplomacy has emerged from the field. And Zarif was able to: Simultaneously with the revival of Borjam, also boost relations between Iran and Saudi Arabia: and his interaction with the outside world finally paid off. The argument for this analysis is that there is no practical result. That is, like Barjam, which is becoming more and more eroding, and contradictory news is coming out of it, relations with Al-Saud are hot news only at Zarif"s wedding and his supporters. Because both have a simple solution: which does not require one second at a time. Just as the United States withdrew from Burjam with a presidential signature, Biden can also sign and return to Burjam. And in the case of Al-Saud, it can: order the withdrawal from Yemen, the rest of the problems can be solved. But they, like the cat of Mortaz Ali, are thrown from above, the four claws of the earth come: that is, the US sanctions are in place! And the forces of Al-Saud are killing Yemen with blood and dust. The United Nations only says: a humanitarian catastrophe is happening in Yemen! Let everyone think that this tragedy is the result of resistance, not the attacks of Al-Saud. But the second analysis is: they want Syria and Bashar al-Assad to use it for: the Poison Cup 2 project. Because in Cup One, they spent the UN! Now they cannot spend it again. And this will become clearer in the near future. If they can force Bashar al-Assad to contact the Iranian leadership, this analysis will be correct. And it turns out: they were able to use the leverage of Bashar al-Assad in the run-up to the elections. In this case, both sides will be in favor of the reformists: either the pro-liberal liberals: if Bashar al-Assad convinces the Iranian leadership to: make peace with Israel or stop talking about Israel, and spend Quds Day quietly. They can conclude that the world is moving towards: peace with Israel and Iran is not opposed. This was for Zarif, who is a friend of Israel, and his first official statement was: He who denied the Holocaust is gone! It will have many positive consequences. And it will attract a lot of financial support from the emirs of Qatar and the UAE and Al Saud and Israel, and the dollar: the cheaper market will calm down. And if Bashar al-Assad refuses to contact the Iranian leader, or his call is fruitless and the leadership declares Al-Quds Day again the day of global resistance: against Israel, the market will collapse and Ashraf Ghani will take all Iranian goods from It destroys Afghans living in Iran and creates an artificial famine. Al-Saud and others seem to be cut off from funding, and the dollar has risen, creating a black market: housing and cars. And the cause of all this is the leadership! Because they argue: the State Department is just the executor, and it has no authority. Therefore, inflation is related to the House of Leaders: because it gets more shares from car companies to build missiles! Or: spends on Lebanon and Syria. There is no third case, so Syrian relations are Syrian.

تطورات صوریة سوریة

أمضى آل سعود سنوات بدون بشار الأسد ، معلناً إیاه دیکتاتور الشرق الأوسط! والآن یحاول التعرف علیه وإصلاح علاقاته السیاسیة. لماذا یفعل ذلک؟ هل لها علاقة بالانتخابات فی إیران وسوریا؟ هل دعا إلى علاقات مع إیران ولیس فی نفس الوقت؟ هناک بعض التحلیلات هنا: التحلیل الأول هو أن کل هذا رسمی ومنظم: المؤید للإعلام دقیق: ولیس له واقع خارجی. بمعنى آخر ، إنه عرض لإلهام الشعب الإیرانی ، وخاصة القیادة ، أن الدبلوماسیة المتفوقة قد انبثقت من المیدان. وکان ظریف قادرًا على: فی نفس الوقت مع إحیاء برجام ، یغلی العلاقات بین إیران والسعودیة: وتفاعله مع العالم الخارجی آتى ثماره أخیرًا. الحجة فی هذا التحلیل هی أنه لا توجد نتیجة عملیة. بعبارة أخرى ، مثل برجم الذی یتآکل أکثر فأکثر ، ویخرج منه أخبار متناقضة ، العلاقات مع آل سعود أخبار ساخنة فقط فی حفل زفاف ظریف وأنصاره. لأن کلاهما له حل بسیط: لا یتطلب ثانیة واحدة فی کل مرة. مثلما انسحبت الولایات المتحدة من برجام بتوقیع رئاسی ، یمکن لبایدن أیضًا التوقیع والعودة إلى برجام. وفی حالة آل سعود تستطیع: الأمر بالانسحاب من الیمن ، یمکن حل بقیة المشاکل. لکن مثل قطة مرتض علی ، یتم رمیهم من فوق ، یسقطون على الأرض: أی العقوبات الأمریکیة مطبقة! وقوات آل سعود تقتل الیمن بالدم والغبار. الأمم المتحدة تقول فقط: کارثة إنسانیة تحدث فی الیمن! لیعتقد الجمیع أن هذه المأساة هی نتیجة مقاومة ولیست لهجمات آل سعود. لکن التحلیل الثانی هو: یریدون من سوریا وبشار الأسد أن تستخدمه من أجل: مشروسموم الثانیلأنهم فی کأس واحد ، قضوا الأمم المتحدة! الآن لا یمکنهم إنفاقها مرة أخرى. وسیصبح هذا أکثر وضوحًا فی المستقبل القریب. إذا تمکنوا من إجبار بشار الأسد على الاتصال بالقیادة الإیرانیة ، فسیکون هذا التحلیل صحیحًا. واتضح: لقد تمکنوا من استخدام نفوذ بشار الأسد فی الفترة التی سبقت الانتخابات. فی هذه الحالة ، سیکون الطرفان فی صالح الإصلاحیین: إما اللیبرالیون المؤیدون لظریف: إذا أقنع بشار الأسد القیادة الإیرانیة: صنع السلام مع إسرائیل أو التوقف عن الحدیث عن إسرائیل ، وقضاء یوم القدس بهدوء. یمکنهم أن یستنتجوا أن العالم یتجه نحو: السلام مع إسرائیل وإیران لیس معارضة. کان هذا لظریف ، وهو صدیق لإسرائیل ، وکان أول تصریح رسمی له: رحل من أنکر الهولوکوست! سیکون لها العدید من النتائج الإیجابیة. وسیجذب الکثیر من الدعم المالی من أمراء قطر والإمارات وآل سعود وإسرائیل والدولار: السوق الأرخص سیهدأ. وإذا رفض بشار الأسد الاتصال بالزعیم الإیرانی ، أو لم تثمر دعوته ، وأعلنت القیادة یوم القدس مرة أخرى یوم المقاومة العالمیة: ضد إسرائیل سینهار السوق وسیأخذ أشرف غنی کل البضائع الإیرانیة منه. یقضی على الأفغان الذین یعیشون فی إیران ویخلق مجاعة مصطنعة. یبدو أن تمویل آل سعود وآخرین مقطوع ، والدولار یرتفع .. السوق السوداء: المساکن والسیارات. وسبب کل هذا هو القیادة! لأنهم یجادلون: وزارة الخارجیة هی فقط المنفذ ، ولیس لدیها أی سلطة. لذلک فإن التضخم مرتبط ببیت القادة: لأنه یحصل على المزید من الأسهم من شرکات السیارات لبناء الصواریخ! أو ینفق على لبنان وسوریا. لیس هناک حالة ثالثة ، لذا فإن العلاقات السوریة صوریة