سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ندای ماهین

ندای بازسازی بقیع شریف

مشکلات مثل برف می مانند، هرچه آن ها را از دست خود دور کنی سخت تر می شوند، اما اگر توی دستها نگهداری در اثر گرمای دست ذوب می شوند: کانه اصلا نبوده است. آرامشی که با انتخاب رئیسی به جامعه برگشت، نشان می دهد که مشکل اصلی گرانی و تورم و بیکاری نبوده، بلکه وجود دولت طماع بود که همه چیز را برای خود می خواست. حالا که رئیسی آمده چون چیزی برای خود نمی خواهد، لذا مشکلات هم حل شده! بعنوان مثال : بیکاری چرا بوجود می آید؟ لیبرالها آدرس اشتباه می دهند و می گویند: برای ایجاد اشتغال هر نفر صد میلیون دلار سرمایه گذاری لازم است. اگر حرف ایشان درست باشد، راه حل این است که همان صد میلیون دلار را به بیکار بدهند!

خودش سرمایه می شود و شخص از بی پولی و بیکاری و گرانی راحت می شود. اما لیبرالهای آمریکایی می گویند: این صد میلیون دلار را به ما بدهید، تا ما اشتغال ایجاد کنیم. و می گیرند و پس نمی دهند، و می گویند کم است! بنده خودم این امر را به عینه دیدم: وقتی آزادگان از عراق به میهن برگشتند، دولت تصمیم گرفت به هر آزاده مبلغی را بپردازد، اما هاشمی نگذاشت! گفت این گداپروری است. پول را بما بدهید ما برایشان هم شغل ایجاد می کنیم و.. و اگر شما دیدید که برای انها شغل ایجاد شد، ماهم دیدیم! پولها بود که از خزانه می گرفتند، تا بنام آزادگان مسکن بسازند و کارگاه درست کنند. نتیجه آن هم این شد که جانبازان و آزادگان، چند روز پیش جلوی هتل انقلاب، راه ها را بستند و شعار برعلیه بنیاد شهید داده، مامورپلیس را هم کتک زدند. زیرا که پولهای انها بجای صرف دارو و درمان و غیره، به جیب هاشمی رفته بود و او خرج استخر و فیتنس و بادی شیپر کرده بود. و نتیجه هم اینکه در استخر خود ساخته غرق شده بود. می گویند بعد از مرگ او را در عالم رویا دیده بودند از او پرسیده بودند واقعیت چیست؟ گفته بود: واقعیت این است که اطرافیان بمن گفتند زیرابی برو! و هر وقت ما سوت زدیم بیا بیرون، من زیر آبی رفتم ولی آنها سوت نزدند. همه آنهاییکه با رهبر و رئیسی مخالف هستند مخصوصا مسئولین و دست اندرکاران فقط برای همین است. تفریح رهبری کوه رفتن است و دیدار رو در رو بامردم، ولی تفریح آنها جگوزی و کیش و آنتالیا( وزیر خارجه رای خود را در آنتالیا به صندوق انداخت). فقط ساعت مچی آنها حقوق یکسال رهبری و رئیسی است. طبیعتا وقتی 700هزار کارمند عالیرتبه چنین وضعی داشته باشند دیگر پولی برای مردم باقی نمی ماند. بیکاری هم به همین شکل است: کار وجود دارد و نیازی به خلق کار یا کار افرینی نیست فقط طمع باعث می شود تا این 700هزار نفر هر کدام دهها شغل را برای خود بردارند لذا دیگران بیکار می مانند. با اینکه در اغلب کشورها اشتغال به کار دوم و سوم ممنوع است ولی لیبرالها در ایران به بهانه تخصص، مدیرعامل چند شرکت و یا عضوهیات مدیره آنهم با حقوق های بالا هستند. اگر راست می گویند تخصص دارند لا اقل حقوق و پاداش آن را نگیرند! در حالیکه برهمه معلوم است تخصصی ندارند و فقط برای حقوق بالا آن پست ها را اشغال می کنند. لذا با آمدن رئیسی و مخصوصا اینکه آنها را ممنوع الخروج کرده کم کم پست ها آزاد شده و به افراد بیکار داده می شود بنحوی که هیچ بیکاری نباشد و نیازی هم به کار آفرینی نیست. تورم هم به همین شکل حل می شود: گرانی ها به خاطر این است که آنها با حقوق نجومی و سازمانهای تعاونی مصرف مافیایی خود، همه ارزاق را می خرند و اصراف می کنند چون یک شکم بیشتر برای خوردن ندارند. ولی در رستوران های دولتی آنقدر غذا می پزند که همه دست نخورده دور ریخته می شود. تقریبا معادل نرخ تورم.

Problems were solved.

Problems are like snow, the harder you get them away from you, but if they melt in your hands due to the heat of your hands: the ore was not there at all. The calm that returned to society with the election of a leader shows that the main problem was not inflation and unemployment, but the existence of a greedy government that wanted everything for itself. Now that a boss has come because he does not want anything for himself, so the problems have been solved! For example: Why does unemployment occur? Liberals give the wrong address and say that it takes a hundred million dollars to create jobs for everyone. If they are right, the solution is to give the same hundred million dollars to the unemployed! It becomes capital and one gets rid of moneylessness, unemployment and high prices. But American liberals say, "Give us this hundred million dollars, so that we can create jobs." And they take and do not give back, and they say it is not enough! My servant saw this for himself: When the freedmen returned home from Iraq, the government decided to pay a sum of money to every free man, but Hashemi did not allow it! He said this is begging. Give us the money, we will create jobs for them too, and ... and if you saw that a job was created for them, we will see! It was the money they took from the treasury to build houses and workshops in the name of the free. The result was that a few days ago, veterans and freedmen blocked the roads in front of the Revolution Hotel and chanted slogans against the Martyr Foundation and beat the police officer. Because instead of spending money on medicine and treatment, etc., their money had gone to Hashemi"s pocket and he had spent on swimming pool, fitness and body shaper. As a result, he drowned in his own pool. It is said that after his death, he was seen in a dream world and asked what is the reality? He had said: The truth is that those around me told me to go underground! And whenever we whistled come out, I went under the water but they did not whistle. That is why all those who oppose the leader and the leader, especially the officials and those involved. The entertainment of the leadership is going to the mountains and meeting people face to face, but their entertainment is Jagozi, Kish and Antalya (the foreign minister cast his ballot in Antalya). Their only watch is a one-year leadership and boss salary. Naturally, when 700,000 high-ranking employees have such a situation, there is no money left for the people. Unemployment is the same: there is work and there is no need to create work or entrepreneurship, only greed causes these 700,000 people to take dozens of jobs each, so others remain unemployed. Although employment in the second and third jobs is prohibited in most countries, liberals in Iran have high salaries under the pretext of specialization, CEOs of several companies, or their board members. If they are right, they have expertise, at least they should not receive their salary and reward! While it is clear to everyone that they have no specialization and only occupy those positions for high salaries. Therefore, with the arrival of a boss and especially that he has banned them from leaving, the posts are gradually being vacated and given to unemployed people so that there is no unemployment and there is no need for entrepreneurship. Inflation is solved in the same way: Expensiveness is due to the fact that with their astronomical salaries and mafia consumption cooperatives, they buy and waste all their food because they do not have one more belly to eat. But in government restaurants, so much food is cooked that it is thrown away intact. Almost equivalent to inflation.

تم حل المشاکل .

المشاکل مثل الثلج ، کلما زادت صعوبة إبعادها عنک ، ولکن إذا ذابت فی یدیک بسبب حرارة یدیک: لم یکن الرکاز موجودًا على الإطلاق. الهدوء الذی عاد إلى المجتمع بانتخاب زعیم یظهر أن المشکلة الرئیسیة لم تکن التضخم والبطالة ، بل وجود حکومة جشعة ترید کل شیء لنفسها. الآن وقد جاء المدیر لأنه لا یرید شیئًا لنفسه ، لذلک تم حل المشکلات! على سبیل المثال: لماذا تحدث البطالة؟ یعطی اللیبرالیون العنوان الخطأ ویقولون إن الأمر یتطلب مائة ملیون دولار لخلق وظائف للجمیع. إذا کانوا على حق ، فالحل هو إعطاء نفس المائة ملیون دولار للعاطلین عن العمل! یصبح رأس مال ویتخلص المرء من الفوضى والبطالة وارتفاع الأسعار. لکن اللیبرالیین الأمریکیین یقولون ، "أعطونا هذه المائة ملیون دولار ، حتى نتمکن من خلق فرص عمل". وهم یأخذون ولا یردون ، ویقولون لا یکفی! رأى خادمی هذا بنفسه: عندما عاد الأحرار إلى الوطن من العراق ، قررت الحکومة دفع مبلغ من المال لکل رجل حر ، لکن الهاشمی لم یسمح بذلک! قال هذا استجداء. امنحنا المال ، وسنخلق فرص عمل لهم أیضًا ، و ... وإذا رأیت أنه تم إنشاء وظیفة لهم ، فسنرى! کانت الأموال التی أخذوها من الخزینة لبناء منازل وورش عمل باسم الأحرار. وکانت النتیجة أنه قبل أیام ، قام قدامى المحاربین والمحررین بإغلاق الطرق أمام فندق الثورة ورددوا هتافات مناهضة لمؤسسة الشهید وضربوا ضابط الشرطة. لأنه بدلاً من إنفاق الأموال على الأدویة والعلاج ، وما إلى ذلک ، ذهبت أموالهم إلى جیب الهاشمی وکان قد أنفق على حمام السباحة واللیاقة البدنیة وتنسیق الجسم. نتیجة لذلک ، غرق فی حوض السباحة الخاص به. یقال أنه بعد وفاته شوهد فی عالم الأحلام وسأل ما هو الواقع؟ قال: الحقیقة أن من حولی قالوا لی أن أذهب تحت الأرض! وکلما خرجنا صفیر ، غطیت تحت الماء لکنهم لم یطلقوا الصفیر. لذلک کل المعارضین للقائد والقائد وخاصة المسؤولین والمتورطین. ترفیه القیادة یذهب إلى الجبال ویلتقی الناس وجهاً لوجه ، لکن ترفیههم هو جاجوزی وکیش وأنطالیا (وزیر الخارجیة أدلى بصوته فی أنطالیا). ساعتهم الوحیدة هی راتب عام واحد للقیادة والرئیس. بطبیعة الحال ، عندما یکون هناک 700000 موظف رفیع المستوى لدیهم مثل هذه الحالة ، لا یتبقى أموال للناس. البطالة هی نفسها: هناک عمل ولیس هناک حاجة لخلق عمل أو ریادة أعمال ، فقط الجشع هو الذی یجعل هؤلاء 700000 شخص یأخذون عشرات الوظائف لکل منهم ، لذلک یظل الآخرون عاطلین عن العمل. على الرغم من أن التوظیف فی الوظیفتین الثانیة والثالثة محظور فی معظم البلدان ، إلا أن اللیبرالیین فی إیران یحصلون على رواتب عالیة بحجة التخصص ، أو رؤساء تنفیذیین فی العدید من الشرکات ، أو أعضاء مجالس إدارتها. إذا کانوا على حق ، فإنهم یتمتعون بالخبرة ، على الأقل لا ینبغی أن یتلقوا رواتبهم ومکافأتهم! بینما یتضح للجمیع أنه لیس لدیهم تخصص وأنهم یشغلون تلک المناصب فقط مقابل رواتب عالیة. لذلک ، مع وصول رئیس وخاصة أنه منعهم من المغادرة ، یتم إخلاء الوظائف تدریجیاً وتسلیمها للعاطلین عن العمل حتى لا تکون هناک بطالة ولا داعی لریادة الأعمال. یتم حل التضخم بنفس الطریقة: فالتضخم باهظ الثمن لأنهم یشترون ویهدرون کل الطعام من خلال رواتبهم الفلکیة وتعاونیات استهلاک المافیا لأنهم لا یملکون بطنًا إضافیًا یأکلونه. ولکن فی المطاعم الحکومیة ، یتم طهی الکثیر من الطعام بحیث یتم التخلص منه کما هو. یکاد یعادل التضخم.

Probleme wurden gelöst.

 

Probleme sind wie Schnee, je schwerer man sie einem wegbekommt, aber wenn sie durch die Hitze der Hände in den Händen schmelzen: das Erz war gar nicht da. Die Ruhe, die mit der Wahl eines Führers in die Gesellschaft zurückgekehrt ist, zeigt, dass das Hauptproblem nicht Inflation und Arbeitslosigkeit war, sondern die Existenz einer gierigen Regierung, die alles für sich selbst wollte. Jetzt, wo ein Chef gekommen ist, weil er nichts für sich will, sind die Probleme also gelöst! Zum Beispiel: Warum tritt Arbeitslosigkeit auf? Liberale geben die falsche Adresse an und sagen, es bräuchte hundert Millionen Dollar, um Arbeitsplätze für alle zu schaffen. Wenn sie Recht haben, besteht die Lösung darin, den Arbeitslosen die gleichen hundert Millionen Dollar zu geben! Es wird zu Kapital und man befreit sich von Geldlosigkeit, Arbeitslosigkeit und hohen Preisen. Aber amerikanische Liberale sagen: "Geben Sie uns diese hundert Millionen Dollar, damit wir Arbeitsplätze schaffen können." Und sie nehmen und geben nicht zurück, und sie sagen, es sei nicht genug! Mein Diener hat es selbst gesehen: Als die Freigelassenen aus dem Irak heimkehrten, beschloss die Regierung, jedem freien Mann einen Geldbetrag zu zahlen, aber Hashemi erlaubte es nicht! Er sagte, das sei betteln. Geben Sie uns das Geld, wir werden auch für sie Arbeitsplätze schaffen, und ... und wenn Sie gesehen haben, dass für sie ein Arbeitsplatz geschaffen wurde, werden wir sehen! Es war das Geld, das sie aus der Staatskasse nahmen, um im Namen der Freien Häuser und Werkstätten zu bauen. Die Folge war, dass vor wenigen Tagen Veteranen und Freigelassene die Straßen vor dem Revolution Hotel blockierten und Parolen gegen die Martyr Foundation skandierten und den Polizisten schlugen. Denn anstatt Geld für Medikamente und Behandlungen usw. auszugeben, war ihr Geld in Hashemis Tasche geflossen und er hatte für Schwimmbad, Fitness und Körperformer ausgegeben. Infolgedessen ertrank er in seinem eigenen Pool. Es wird gesagt, dass er nach seinem Tod in einer Traumwelt gesehen wurde und gefragt wurde, was die Realität ist? Er hatte gesagt: Die Wahrheit ist, dass die Leute um mich herum gesagt haben, ich solle untertauchen! Und jedes Mal, wenn wir pfiffen, ging ich unter Wasser, aber sie pfiffen nicht. Deshalb alle, die sich dem Führer und dem Führer widersetzen, insbesondere die Beamten und die Beteiligten. Die Unterhaltung der Führung geht in die Berge und trifft Menschen von Angesicht zu Angesicht, aber ihre Unterhaltung ist Jagozi, Kish und Antalya (der Außenminister gab in Antalya seine Stimme ab). Ihre einzige Uhr ist ein einjähriges Führungs- und Chefgehalt. Wenn 700.000 hochrangige Mitarbeiter eine solche Situation haben, bleibt natürlich kein Geld mehr für die Menschen. Die Arbeitslosigkeit ist dasselbe: Es gibt Arbeit und es besteht keine Notwendigkeit, Arbeit oder Unternehmertum zu schaffen, nur die Gier führt dazu, dass diese 700.000 Menschen jeweils Dutzende von Arbeitsplätzen annehmen, sodass andere arbeitslos bleiben. Obwohl die Beschäftigung im zweiten und dritten Job in den meisten Ländern verboten ist, haben Liberale im Iran hohe Gehälter unter dem Vorwand der Spezialisierung, CEOs mehrerer Unternehmen oder deren Vorstandsmitglieder. Wenn sie Recht haben, haben sie Fachwissen, zumindest sollten sie ihr Gehalt und ihre Belohnung nicht erhalten! Dabei ist jedem klar, dass sie keine Spezialisierung haben und diese Positionen nur für hohe Gehälter besetzen. Daher werden mit der Ankunft eines Chefs und vor allem seinem Ausreiseverbot die Stellen nach und nach geräumt und an Arbeitslose vergeben, damit es keine Arbeitslosigkeit und keine Notwendigkeit für Unternehmertum gibt. Inflation wird auf die gleiche Weise gelöst: Die teuren sind, weil sie mit ihren astronomischen Gehältern alle Lebensmittel kaufen und verschwenden, und die Konsumgenossenschaften der Mafia, weil sie keinen Bauch mehr zum Essen haben. Aber in staatlichen Restaurants wird so viel gekocht, dass es unversehrt weggeworfen wird. Fast gleichbedeutend mit Inflation.